تبليغاتX
مشهود

مشهود

در حقیقت شاهد و مشهود اوست غیر او معدوم شد ، موجود اوست

سلام علیکم


 

این وبلاگ تا آخر سال ۱۳۹۱ به روز نخواهد شد .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1390ساعت 2:12  توسط یاسین شیخلو  | 

با محرم گره خورده ام



یادش بخیر محرم سال ۱۳۷۸ ، سخنرانی که نه ، صحبت همراه با حالت ، چیزی بیشتر از یک دکلمه

بازار قدیمی ارومیه ، خیابان اصلی شهر ، بنیاد مسکن و شهر سازی

همانجا که یادم رفت بعد از اتمام صحبت ، میکروفن گیره ای را از سینه دربیاورم

عنوان سال بعد امام علی علیه السلام بود ، سالی که خاطراتش برای من تمام نشدنی است .

محرم سال ۱۳۷۹ ، همه شب های دهه اول در یک حسینیه ، همین منطقه خودمان

قبل از منبر صحبت می کردم ، شال سبزی هم داشتم که هر شب به گردنم می انداختم

با همه زیبایی هایش ، فانوس های کوچکی که دلم برایشان تنگ شده ، همان راه باریک

که منتظر مادر می شدم تا بیاید ، چیزی دلم را شکست ، بچه بودم خب ، هنوز دوازده سالم

نشده بود . شب تاسوعا و عاشورا در یکی از روستاهای اطراف برای مردمش صحبت می کردم

شب آخر کلی اصرار کردند که آذری حرف بزنم برایشان ، من هم به سختی ...

سال های بعد زیاد یادم نیست که کجا رفتم و چکار کردم

تا اینکه شدم دبیرستانی ، عزاداری های صبح اول وقت ، سینه زنی ها را خیلی دوست

داشتم ، دلم را بسته بودم به همین عزاداری مدرسه

دبیرستان هم تمام شد ، سال ۱۳۸۶

محرم زیبایی بود ، صحبت های فرزاد جمشیدی را هنوز به یاد دارم

از صبح های جمعه زیاد خاطره ندارم ، باز هم محرم ۸۶ چیز دیگری بود

گذشت تا اینکه محرم ۸۷ از راه رسید ، نماز های جماعت دبیرستانی که خودم روزگاری

دانش آموزش بودم و دانشگاهی که اصلا یادم نیست آن سال چگونه سپری شد

اما جذابت ترین محرم عمرم ، محرم ۸۸ بود . همایش مرجان سرخ ، دلم تنگ شده برای

صفایی که داشت و جلسات تفسیر بعد از نماز و روضه پایانی

روزهای قبل از محرم ۸۹ زیباتر از خودش بود . از همان اول ذی حجه شروع کرده بودم محرم را

و از همه مهمتر حس و حالی که تازه شروع می شد .

اینک محرم ۹۰ دارد می گذرد ، خوب که دقت می کنم می بینم خاطره خوشی برایم نیست جز

سمینار عزاداری در دانشگاه و مجلس روضه ای که هر روز عصر می روم ، مجلسی که ای کاش

جور دیگری بود .

به سرعت باد می گذرد ....



-------------------------------------------------------------------------------------------------

بعدا نوشت :


 ای کاش در بلاگفا وبلاگ نمی زدم

قالبی که دوستش داشتم غیب شد یک هو .





+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آذر 1390ساعت 14:58  توسط یاسین شیخلو  | 

دو شب تا عاشورا



عادی بودن کلا خوب نیست

در محرم اصلا خوب نیست

اصلا ..

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آذر 1390ساعت 20:51  توسط یاسین شیخلو  | 

محرم است هنوز



هیچ یک از این بنرهای سنگین و رنگین صفای کتیبه ها و پرچم های قدیمی را ندارند

برای همه اینگونه است یا فقط برای من ؟

 

-------------------------------------------------------------
پیوست


۱- می گوید امسال زیاد گریه می کنی 

    می گویم از زیادی درد است مادر ، از زیادی درد !!

۲- علامه طباطبایی : همین کتیبه ها و پرچم های مشکی شفاعت خواهند کرد   .



-------------------------------------------------------------

بعدا نوشت :

همه می گن : این نیز بگذرد !

نه ماهه منتظرم ، پس چرا نمیگذره ؟  


+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آذر 1390ساعت 21:23  توسط یاسین شیخلو  | 

آمدم آقا ، آمدم



شب اول محرم است

در میان شبکه های رادیو و در میان فایل های سیستم دنبال نوایی هستم که همراه بغضم

باشد ، ذهنم مشغول سمیناری است که امروز عصر در کلاس ارائه دادم با موضوع " بررسی

ابعاد روان شناختی عزاداری در ایام محرم " آن هم با ... هیچ فکرش را هم نمی کردم ...

بی حرمتی هایی که شد و حرف هایی که تازه به ذهنم می رسند .

صدایی که الان می شنوم :

این همون رسولیه که دیشب از در خونت رونده شد

یعنی حسین منو به عنوان نوکرش پذیرفت ؟؟

می خواهم پیامکی آماده کنم و فردا صبح اول وقت به دوستان بفرستم

دستم به قلم نمی رود ...

آمادم آقا ، آمادم .

اول محرم که می شود یاد حر می افتم ..

ارفع راسک !

چقدر آرامم کرد یاد تو ! معجزه است به خدا !


اشک که میریزم ، می فهمم که خدا هنوز دوستم دارد .

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آذر 1390ساعت 21:38  توسط یاسین شیخلو  | 

دوم آذر ماه سال 1388



یا عماد من لا عماد له



نه یک نویسنده ی ماهری هستم و نه یک وبلاگ نویس حرفه ای

دوم آذر ۱۳۸۸، همان شبی که با کلی انرژی مثبت وبلاگ نویسی را شروع کردم

اگر می دانستم با خواندن پست های قبلی خود و کامنت وبلاگ نویس هایی که روزی

می نوشتند و دیگر نمی نویسند ، اینگونه دلتنگ خواهم شد ، حتی برای یک لحظه هم

به وبلاگ نویسی فکر نمی کردم .

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام آبان 1390ساعت 15:5  توسط یاسین شیخلو  | 

قالب


سلام

اگه می بینید قالبم اینطوری شده ، دلیلش اینه که می خواستم یه قالب متناسب با ایام محرم پیدا کنم

خیلی گشتم ولی هیچ کدوم به دلم ننشست و یا با رنگ فونتام که اغلب تیره است نمی خورد .

دنبال یه قالبی هستم که فقط بالا و اطرافش رنگ عزا داشته باشه

دوستان می تونن کمکم کنن ؟
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آبان 1390ساعت 2:8  توسط یاسین شیخلو  |